بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
32
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
اند تركيب مىكند آن را حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و سلم يا امام مفترض الطاعه صلوات اللَّه عليه بحيثيتى كه اسم اعظم از آن بيرون آيد و هر كه به آن اسم اعظم خداى تعالى را براى هر حاجتى بخواند بيقين مستجاب گردد . و على بن ابراهيم باسناد خود از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السلم روايت كرده كه « عسق » عدد سالهاى قايم عليه السلم است يعنى عدد سالهاى قيام دولت اوست و قاف نام كوهيست كه آن كوه محيط بدنياست يعنى چنانچه مجموع ع س ق اشارت بر سالهاى قايم عليه السلم است همچنين خصوص قاف نام كوه محيط بر عالمست و آن از يك پارچه زمرد سبزست و سبزى آسمان از عكس آن كوه زمردى است و علم هر چيزى مندرج در « عسق » است و در بعضى نسخ است كه : و علم على عليه السلم همهء آن منتزع از عسق است . و ثعلبى كه از علماء عامه است از ابن عباس نقل كرده كه مرتضى على عليه السلم حدوث جميع فتنها را از حروف حم عسق انتزاع مى نموده كَذلِكَ مثل آنچه درين سوره است يُوحِي إِلَيْكَ وحى مىكند بسوى تو وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اى و اوحى الى الذين من قبلك يعنى وحى كرده بسوى آن پيغمبرانى كه پيش از تو بودند و چون وحى بر انبياء سابق در زمان ماضى تحقق يافته و يوحى فعل مضارعست بنا برين « در والى الذين من قبلك » فعل ماضى كه اوحى است مقدر شد و ميتواند كه مراد از يوحى فعل ماضى باشد و تفسير ماضى بمضارع اشارت بر استمرار وحى باشد از زمان ماضى تا زمان مستقبل يعنى مانند آنچه در اين سوره است وحى كرده است بسوى تو و بسوى انبياء ما تقدم اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ خداى تعالى غالب دانا به همه اشيا اللَّه فاعل يوحى است و العزيز الحكيم دو صفت اللّهاند . لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مر او راست آن چه در آسمانها و در زمين است وَ هُوَ الْعَلِيُّ و اوست بلند مرتبه بمرتبهاى كه عقل عقلا از دريافت رفعت شأن او عاجز و قاصرست الْعَظِيمُ بزرگوار كه طائر فكر بر مدارج حقيقت او پر نتواند گشود . تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ نزديكست كه آسمان ها شكافته شوند از غايت عظمت